Close

Not a member yet? Register now and get started.

lock and key

Sign in to your account.

Account Login

Forgot your password?

ذهنی افسرده

27 Jan Posted by in My Diary | 10 comments
ذهنی افسرده
 

شادم می خندم اما نیستم ! متنفرم از این بازی کردن دو چهره بودن !

دیشب کلی زیر بارون راه رفتم با یکی از دوستام حسابی خوش گذشت اصلا متوجه زمان نبودم نمی دونم چطوری زمان می گذشت ! بعد هم تا خونه پیاده رفتم حسابی خیس خیس شدم خیس خیس …. از نوک دماغم بارون ها چک چک می کردند فکر کنم هر کی منو می دید می گفتند از اون بارون ندیده هاست اما حسابی حال داد !

تیک تاک ها در ذهنم مثل ثانیه شمار بمب ساعتی دارند صدا میدهند !

حسابی حالم گرفته ! اصلا حوصله ندارم نمی دونم چرا ! یه آهنگ دارم براتون در پست بعدی می زارم متن آهنگش را خیلی دوست دارم خیلی یه طوری انگار خودم گفتم !

  1. زبل خانوم01-27-11

    خیلی راه رفتن زیر بارون ..توی این هوای پاک بارونی اونم با یه دوست..محشره..وای دلم خواست…

    • تنهای جهنمی01-28-11

      خیلی زیباست ! زیباتر از اون هم پیاده رو خالی از حمعیت با درخت های سربه فلک کشیده و تو در تو که سایه مه بوی نم نم چوب درختان در مه جای محیط حس شود !
      خیلی زیباست !

  2. زبل خانوم01-27-11

    راستی اول…

  3. موشي01-29-11

    اي پدرام اي پدرام
    امان از دست تو و وبتو و هر آن چه به شماها مربوطه!
    من ديگه فقط ميتونم از راه دور برات دست تكون بدم ديگه نميتونم نظر بدم :/
    اي كه جوجه هات بتركن :mrgreen:

    • تنهای جهنمی01-29-11

      چرا ؟
      چی شده تو هر موقع میای اینجا باید بنالی اه ! کارو زندگی نداری !!!!!
      با جوجه های من چیکار داری هان ؟
      چرا دور بیا نزدیک تر آره بیا آفرین نزدیک تر ……… شطرق آهان تا تو باشی دیگه اینقدر قر قر نکنی !!! :mrgreen:

  4. موشي01-29-11

    🙁
    واقعا كه…

  5. خان دائی02-01-11

    تیک تاک ساعت؟؟؟!!! من چند روزه اصلاً نمیفهمم چطوری روزو شبام دارن طی میشن، 6 روزه امتحانام تموم شدن، انگاری همین یه لحظه پیش بود که آخرین امتحانمو دادم… میترسم!! میترسم از اینکه ترم جدید شروع بشه و هنوز هزارتا کار نا تموم رو دستم مونده باشه!! :-S

Leave a Reply

%d bloggers like this: