Close

Not a member yet? Register now and get started.

lock and key

Sign in to your account.

Account Login

Forgot your password?

جیتکس و دوبی

14 Nov Posted by in My Diary, Ordinary, Trip | 47 comments
جیتکس و دوبی
 

سلام و درود به تمامی دوستان

راستش باید این پست را چند هفته پیش می زدم اما اینقدر گرفتاری های مختلف داشتم که هر روز عقب می افتاد.

اول که وقتی وارد دوبی شدیم هوای گرم و پر رطوبت اونجا چیزی بود که در مرحله اول خودنمایی می کرد و دیگری خانوم هایی بودند که در هواپیما بودند همه وقتی می خواستند پیاده شوند نه چادری داشتند و نه روسری اگه تو هواپیما خواب بودم محال ممکن بود که اونها را بشناسم :دی

آخه خوب اینم آزادی که می گند دیگه :دی

در حدود یک ساعتی منتظر شدیم و بعد به صوی هتل رفتیم ساعت چون 8 شب بود و عملا بنا به صحبت های لیدر گرامی به جایی نمی رسید و بروید استراحت کنید همه برای خواب و استراحت آماده شدند اما مگر من خوابم می برد برای همین زدم بیرون و دور تا دور هتل را گشتم کلی خیابان ها را دیدم که با اطراف هتل آشنا شویم در حدود ساعت 12 به هتل بازگشتم که در طول این مدت معازه ها مک دونالد و kfc را هم پیدا کردم و جاتون خالی خودمان را مهمان کردیم :دی

فردا با راهنمایی های لیدر که بهتره بگم اصلا به دردم نخورد بخ سوی نمایشگاه جیتکس رفتم بعد از خریدن بلیط و وارد شدن به نمایشگاه دیگر متوجه زمان نشدم که چگونه ساعت ها سپری میشه و به خودم اومدم دیدم که ساعت 3 است و نه به ناهار هتل می رسیم و نه به کاری به ناچار همانجا ساندویچی گرفتیم و تا 7 شب در نمایشگاه بودم و 7 هم با متر به رقه می رفتم و اونجا هم اگر حالی بود به بازار و دیدن اجناس و خرید و یا به هتل و یا به گشت تفریح خوب در طول این چند روز حسابی زبانم خوب شده بود چون مجبور بودم با همه و هر کسی چه راهنمای مترو چه پلیس و چه مردم انگلیسی صحبت کنم بسی حال می داد !

دیگه کار ما شده بود هر روز رفت به نمایشگاه و شب هم چند جا مثل ابن بطوطه رفتن یا دوبی مال و برج خلیفه و تماشای رقص آب که واقعا آدم را خیره و گریه می اندازه چرا که به طرز زیبایی اجرا می شود موزیک و رقص کاملا هماهنگ .

روز آخر هم پارک آبی رفتیم یا همون wild wadi  که جاتون خالی حسابی حال داد اگر کمی جست و جو کنید خودتون وسایل تفریحی آن را می بینید !

در نمایشگاه :

چیزهای گفتنی زیاد است برای مثال اوراکل خیلی شلوغش کرده بود و از طرفی حرفهای جالبی هم می زد اما در کل اسم جیتکس کمی سنگین تر از نمایشگاه بود در کل ارزشمند بود اما نه انطوری که باید و شاید می بود !

در غرفه گوگل حدود 2 ساعتی باهاشون حرف زدم در باره فیل های ایران و چرا گوگل بعضی از امکاناتش را برای ایران محدود کرده که با متصدی که آنجا بود به گرمی ازم استفبال کرد و کلی حرفهایی زد که اینجا جایش نیست بنویسم !

غرفه اپل که مدت زمان زیادی را سپری کردم که خانمی به نام جسیکا به گرمی از تمامی بازدیدکنندها استقبال می کرد و در همین صحبت ها و لوازم جدیدی که اپل اورده بود صحبت می کردیم که بک کارت تخفیف هم به من دادند بری حرید آیپود ویا لوازمی صوتی که ما هم از فرصت استفاده کرده و یه آیپود نانو جدید گرفتیم جالبه که بدونید در نمایشگاه اصلا چیزی نمی فروختند و ادرس نمایندگی های خود را می دادند برعکس اینجا که در نمایشگاه های ایران حالت نمایشگاه های بهاره را داره و همه در صدد فروش آمدند نه معرفی !!!

بگزریم من دنبال رنگ نقره ای بودم که متاسفانه آن نمایندگی نداشت از همین رو رنگ طلایی آن را به قیمتی حدود 130 هزار تومان 8 گیگ را خریدم گذشت و شب به یه مجتمع تجاری دیگری رفتم که نماینده اپل آنجا نیز مغازه داشت رفتم داخل و دیدم ای وای رنگ نقره ای آی پاد را داره پیش خودم گفتم اگه بهش بگن عوض کنه که با اردنگی پردتمون می کنه بیرون میگه تو اینو یه جا دیگه خریدی حالا میای اینجا عوض کنی ؟؟! اما بیخیال شدم و به فروشنده موضوع را گفتم که من یک کارت تخفیف داشتم رفتم فلان جا این مدل را خریدم و باز نکردم و حالا می خوام رنگش را برایم عوض کنید فروشنده  هم به گرمی گفت مسئله ای نیست و ازم پرسید رسید و کارت گارانتی را داری ؟ گفتم بله بدون معطله آی پادم را گرفت و رنگ نقره ای را با یه کارت دیگه گارانتی بهم داد و کلی هم به گرمی ازم پذیرایی کرد یاده یه جریان در همین شهر خودمون افتادم رفتم یه هدفون خریدم در مجتمع پارک آقا اومدیم خونه رفتیم توی سایت یوتوب یه ویدیو از همون هدفون را دیدم خوشم نیومد بعد از 2 ساعت رفتم سره همون مغازهداره گفتم من اینو بازش نکردم اما نمی خوامش دوستم میگه خوب نیست فروشنده جوابی که به من داد این بود اینو از ما خریدید ؟ گفتم بله اینم فاکتورش بعده اینکه یادش اومد گفت شرمنده عوض نمی کنیم ! و هدفون ما افتاد بدون استفاده کنار حالا اینجا می ریم یه جا دیگه می خریم یه جا دیگه عوض می کنیم آدم کیف می کنه از  برخورد با مشتری !

بگزریم هی می ریم تو حاشیه ! 😀

در مورد خیابان ها : اولویت با پیاده چه چراق سبز باشه یا قرمز ماشین ها در فاصله 10 متری می ایستند که پیاده رد یا عبور کنه یاده چهار راه های خودمون افتادم :دی

در ساندویج فروشی مکدونالد یک شب با چند تا از بچهای ایرانی رفتیم که چند تا همبرگر بزنیم که به دختری که اونجا کارمی کرد سفارش را دادم و گفتم چثدر زمان می بره گفت حدودا 15 دقیقه و راهنماییمون کرد که سره یک میز بشینیم در همین اوصاف بودیم که ضرف بزرگی از سیب زمینی را روی میزمون گزاشت و گفت بفرمایید ما شروع کردیم بعد از اینکه غذایمان توم شد رفتم سوال کنم که برای اون ظرف چقدر باید بپردازم که دختره خندید و گفت سرویس میز بود رایگانه ! حالا اینجا ساندویچ می ریم می خوری به یارو میگی یه کمی بهت سس اظافی بده که دیگه خودتون می دونید چه برخوردی با آدم میشه !!! :دی

گفتنی ها که زیاده اما در آخر ایران کشوری گران تر از دوبی است اما دوبی هم ارزان نیست !

عرب هایی که ما پشیزی حسابشان نمی کنیم په شدند و ما به کجا داریم می رویم !

ای کاش تنها فرهنگ خیابان ها را از آنها یاد می گرفتیم —> یارو سوار یه لامبورگینی زرد بود نه ویراژ می داد و نه تند می رفت خیلی راحتی داشت می رفت نه جلب توجه ای نه چیزی اون یکی با یه رویزرویز اون یکی بنز خیلی عادی حالا اینجا توی خیابون هامون 206 برامون دستی میکشه bmw لایی میکشه شب ها هم دیگه شده جاده مسابقه باید مواظب باشی پرت به پرشون نگیره.

پی نوشت ها : راستش زیاد عکس هام خوب نشده برای همین از درج عکس های فراوان در این پست کمی پرهیز کردم .

+ چند تایی عکس : بزرگترین برج دنیا با ارتفاع 826 متر وبا آنتن و امکانات دیگر نزدیک به یک کیلومتر ارتفاع در بالای برج دوربین هایی قرار داده اند که می توان قشم و ابوموسی را دید ! ( تصویر )

+ غرفه hp در جیتکس البته نمای کوچکی از غرفه ( تصویر )

+ برج العرب هتلی که معروفی و گرانی آن زبان زد عام و خاص است ! ( تصویر )

+ پارک آبی را هم رفتیم جاتون خالی کلی حال داد البته عکس نمی تونم بزارم چرا که ما هرچی به خواهران خارجکی گفتیم حجاب خودتون را رعایت کنین ما یه عکس بزاریم به حرفمان گوش نمی دادند :دی

+ اگه رفتین سرسره سرعتی آن یا جمیرا سکیرا را حتما برین از ارتفاع و سرعتش ( 80 km/h  ) نترسید من که 3 بار رفتم کلی کیف داد وحشتناکه :دی

+ انشالله عکس ها را آماده می کنم در فیس بوک می زاریم :دی

  1. mooshi11-15-10

    اوه…
    نمیای نمیای وقتی هم میای اینجوری میای :mrgreen:
    طولانی بود اما جالب بود

  2. mooshi11-15-10

    چقدم شبیه دهاته مائه :mrgreen:

    • تنهای جهنمی11-15-10

      شما موش ها که دهات ندارین هر جا میرسین را خونه خودتون می دونین :mrgreen:

  3. زبل خانوم11-15-10

    کامل نخوندم ولی گذرا خوندم پس حسابی خوش گذرانیده اید….
    اولش که داشتید سرویس رایگان رستوران رو می گفتید ما فکر کردیم میخواهید درمورد دختره چیزی بگید…
    تنها رفتید دیگه…
    ما این سری که مامانم رفته بودند ادکلن خردیه بودند ودفعه قبل ساعت وخیلی خوب خریده بودن تازه ادکلن که خردیه بودند واصل بوده وکلی از این حرفا بهشون یه چمدان هدیه داده ..ادکلناش که به ما نرسید ومال داماد خواهر واینا بوده..چمدانش رو دادن به ما…هی زندیگ….می بینید چه خفتی را تحمل می کنیم..یه پیر اجنبی که تازه وارد زندگی شده را به ما ترجیح می دهند این پدرسوخته ها وما را به درون اندرونی می فرستند…

    • تنهای جهنمی11-15-10

      ای بابا اینا همه دختر من برم به دختره که توی مغازه کار میکنه گیر بدم :دی
      بعله بعله باید هواشو داشته باشند بعله بعله کی بود کیه کیه :دی

  4. زبل خانوم11-15-10

    اونا کجا بودن حلا کجان..ما کجا بودیم وحالا….

    • تنهای جهنمی11-15-10

      دقیقا عربی که ما حسابش نمی کردیم ببینید به کجا رسیده و ما کجا بیشتر احساس میکنم ما ها فقط ادعایمان مانده که گوش فلک را کر میکنه !

  5. آسمان11-15-10

    سلام
    پس بالاخره این خبرنگار اعزامی مون گزارششو آماده کرد!
    چرا اینقدر دیر؟ پس واسه چی بهت حقوق میدیم؟!
    شوخی کردم! موجه هستی! 😀
    مثل این خوش گذشته ها! به به!
    اون تفاوت های فرهنگی و اخلاقی و اینا هم که دیگه چیزی نگم بهتره!
    یه چیزی هم که اونا دارن و ما نداریم آرامش و ثبات هست!

    • تنهای جهنمی11-15-10

      چشم رئیس دیگه تکرار نمی شه شما حقوق ما را کم نکنین به بزرگی خودتون ما را ببخشین تو رو خدا ای جونم :mrgreen:
      دقیقا و ثباتی که دارند کنارش آرامش هم میاد من اونجا بودم آرامشی که داشتم الان ندارم !

  6. pirate3711-15-10

    یعنی من مرده ی این ادبیاتتم!!!

    خوبه که سفر خوب بوده;)

    • تنهای جهنمی11-15-10

      والا ما فقط برا شما یکی می نوسیم که برامون میمیرین بقیه ( دلالت به اشخاص خاص ) برامون که نمیمرند :دی

  7. mooshi11-16-10

    دختری که تو مغازه کار میکنه،این الان عیب و ایرادش بود؟

    • تنهای جهنمی11-16-10

      نه بابا ایراد که نداره دارم شوخی می کنم و گرنه دختری که توی مغازه داره کار می کنه خیلی هم از خیلی از دخترای دیگه بهتره چون راهشو درست انتخاب کرده حتی اگه مشکلات بیشتری داره !
      از اتفاق با یکیشون کلی حرف زدم فیلیپینی بود خیلی جالب و کلی پشتکار و با اراده بود حال می کردم باهاش حرف می زدم نسبت به ما ایرانی ها که همش فقط میگیم و میگیم و میگیم !

  8. آسمان11-16-10

    راستی سلام ما رو به جسیکا جان رسوندی؟!
    مثل اینکه خیلی باهاش رفیق شده بودیا! :mrgreen:

    • تنهای جهنمی11-16-10

      راستش نه موقع صحبت با جسیکا به کلی شما را فراموش کردم درک که می کنید :mrgreen: آره دختر خوب و جالبی بود علارقم این که متولد امریکا بود خیلی خوب با ایرانی هل و وقتی گقتم ایرانی هستم استقبال کرد کلی هم حرف 30 یا 30 با هم زدیم بسی مثل هم فکر می کردیم ! 🙂

  9. pirate3711-17-10

    😐

  10. نار11-18-10

    من هنوز زندم

    • تنهای جهنمی11-18-10

      ای بابا این چه حرفیه ماشالله این قدر آدرسات دگرگونه که آدم گیج میشه کوجایی اومدم ×

  11. sahereh11-18-10

    سلام. به به !! معلومه که خوش گذشته؛ انشاا.. سفر اروپا!!
    در مورد فرهنگ کشورهای دیگه نگو که یادم میوفته توی چه مملکته …ی زندگی می کنم 🙂

    آدم عاقل فقط در 2حالت تو ایران میتونه دوام بیاره یا باید احمق باشه یا عاشق!!

    • تنهای جهنمی11-19-10

      مرسی آره جاتون خالی خیلی خوش گذشت اونم در شرفشم اما حالا حالا ها نمیشه زیر ساختهایی که باید عوض بشند گرونه ! :دی
      والا ، به قول پدرم میگه ما نرفتیم که مملکت را بسازیم و از این حرف ها و اون موقع راحت تر میشد رفت و از این حرفها حالا هر کی بمونه یا عاشق این خاکه یا خیلی احمقه :دی

  12. زبل خانوم11-18-10

    خوش میگزرنیم…. پس اونجا یه خوبشو واسه خودتون دست و پا کرده بیدید؟؟!!!..نقاشی میکشیم..پسریم..

    • تنهای جهنمی11-19-10

      اووه چی چی حرف در میاری بابا زبل شاه :mrgreen: شما برو نقاشیتو بکشیو :دی

  13. زبل خانوم11-18-10

    مرده می‌خوای؟؟!!..جایی‌ نگیا میگن کمبود داره..عقدهای….عقده‌ایی هستی‌ پدر سوخته..کمبود داری؟؟!!…لب تاب همایونی کمبودت را جبران میکنی‌..بدهم پوستت را بکنند که به مغر بیای…(دارم اوج میگیرم)….میدهام دمار از روزگارت در بیاورند..پدر سوخته…ما راه سر کار میگذاری…

  14. زبل خانوم11-18-10

    اکثر خدمه‌هاشون فیلیپینی هستن…ما آخر نفهمیدیم از دختر تو رستوران خوشت اومد ویا نه…تکلیف ما رو مشخص کن بریم تو فکر لباس برای عروسی‌ یا نه…؟؟

    • تنهای جهنمی11-19-10

      والا تکلیف شما از من روشن تره :دی ما اگه قرار باشه با کسی هم ازدواج کنیم برش میدارم یه چند تا کشور را در طول یک ماه می گردیم عروسی این چیز ها هم نمی گیرم که خرج لباس عروسی هم از شما برداریم خوب بید ؟ :mrgreen:

  15. زبل خانوم11-18-10

    تا چه اندازه استقبال کرد مهمه ها..مثلا..لبخند..خنده..بوس..بغل..و الی‌ آخر…

    • تنهای جهنمی11-19-10

      ها این ها که میگویی جز تخصص شما دختران است ما همان لبخند برایمان کافی است ! نه دیگه ما جلو تر از خنده نرفتیم خطرناکه :mrgreen:

  16. زبل خانوم11-18-10

    چرا نظر من اومد آخر..من نظرمو سر جاش می‌خوام

    • تنهای جهنمی11-19-10

      ای چرا اومدی اینجا دهه برو اوون بالا دهه (دعواش کردم :mrgreen: )

  17. زبل خانوم11-19-10

    چقدر شما قانعی….وااااای…

    • تنهای جهنمی11-19-10

      به خدا می بینی مامانم هم میگه چقدر من قانعم خودم باور نکردم نگو راست میگه :دی

  18. زبل خانوم11-19-10

    یعنی اصفهانی..اصفهانی…یه شام میخوای بدیا..خسیس…

    • تنهای جهنمی11-19-10

      اوه میدونی هر درهم میشه چندی هر یه درهم 300 برابر یه تومان ما میشه بعد تو میگی شام بابا بیخیال :mrgreen:

  19. mooshi11-20-10

    پخخخخخخخخخخخخخخخ :mrgreen:

    • تنهای جهنمی11-20-10

      آروم دختر ترسیدم !
      پدرسوخته ما را می ترسونی پدر پدره پدرسوخته ات را در میارم میای اینجا ا را می ترسونی پدرسوخته :mrgreen:

  20. آسمان11-20-10

    بابا بیخودی شایعه نسازین
    تکذیب می کنم،من نسوختم!
    خیلی هم سالمم! 😎

    • تنهای جهنمی11-20-10

      ای بابا ما اودیم حلواتون را بخریم پس به خشکه شانس کلی خوشحال شدیم داریم میریم مراسما اه اه دهه :mrgreen:

  21. nazPesar11-21-10

    چه عجب ! چشم ما به جمال این پست روشن شد!
    ای شیطون! پس کلی شیطونی کردی اونجا! (عکس مکسارو برام ایمیل کن، شب بشینم نگا کنم! :d )
    یعنی از کل نمایشگاه که بخاطرش این همه راه بلند شدی رفتی ، فقط یه آیپود گرفتی؟!
    بگذریم.. حالا زود باش بگو ببینم سوقاتی برا من چی آوردی؟؟ ها؟؟؟ :d

    • تنهای جهنمی11-21-10

      چشمتون روشن :دی
      شیطون نه یه خدا نه شیطونی کردم نه جراتش را داشتم :دی
      خوب برا نمایشگاه رفتم دیگه آیپود هم نمی خواستم چون تخفیف خورد خریدمش و گرنه داشتم 🙂
      سوقاتی … پدرسوخته اومدی لب کامنت دونی همایونی ما بهمون میگی شیطون سوقاتی هم می خوای پدرسوخته وایسا ببینم پدرسوخته پدره پدرسوختت را در میارم پدرسوخته :mrgreen:

  22. نار11-22-10

    کلا بد نگذره یه وقت…
    من بیچاره کجا این کجا!!!
    خجالت بکش کو سوغاتی من؟؟؟
    فردا مسابقه دارما!!!باز من خشن شدما!!!خود دانی

    • تنهای جهنمی11-22-10

      نه بابا مرسی به فکرمونی :دی
      خجالت بلد نیستم :دی (استعاره از بلوتوس کبیر)
      ببین یه پیشنهاد خوب برات دارم یه راکت بهتر میدم با یه دست لباس بدمینتون بیا این ورزش بکسه چیه کیک بوکسینگه ولش کن بیا بدمینتون بازی کن یه کمی لطیف باش سبک راحت لطیف باحال به به دلم میخواد الان میرفتم بایکی بازی می کردم :دی

  23. نازنين11-22-10

    من عاشخ اچ پي بيدم

Leave a Reply

  1. چک نویس هایی از من ...11-15-10
%d bloggers like this: