Close

Not a member yet? Register now and get started.

lock and key

Sign in to your account.

Account Login

Forgot your password?

شکسته شد ، خورد شد !

30 Aug Posted by in My Diary, Ordinary | 26 comments
شکسته شد ، خورد شد !
 

خیلی غمگینم   ...


  1. بهاره08-30-10

    چرا؟ 🙁

  2. الما08-30-10

    پشت هر شکستی یه موفقیته

  3. الما08-30-10

    متاسفم

  4. نازنين08-30-10

    ميگن ميگذره(هرچند كه يادشون رفت بگن خيلي سخت ميگذره)
    مراقب باشيد خم نشيد

    • تنهای جهنمی08-30-10

      گفتن می گذره اما نگذشت گفتن خم نشید اما خورد شدیم شکسته شدیم !
      دلم می خواد … هیچی دلم نمی خواد .

  5. weblogchi08-31-10

    آدم وقتی میشکنه و خرد میشه خیلی بیشتر از مواقع عادی بزرگ میشه , چشمش به دنیا باز تر میشه و قدم بعدی و انتخاب بعدیش رو درست تر انجام میده , تجربه ی تو رو داشتم و بعد از چند روز احساس خرد و خاک شیر شدن به این جمله رسیدم که هر چی بود و هر کی بود , فدای سرم! اگه اون ازم گذشت من چرا نتونم بگذرم و باید منتظر اونی باشم که نتونه ازم بگذره

    • تنهای جهنمی08-31-10

      آره درست میگی ، به درک الان یاد این جمله افتادم که می گفتند اگه بهت خیانت کردن بدون قیمتت بالاست ! آره درست میگی
      مرسی

  6. نار09-01-10

    چی اینطورت کرده پدرام؟؟؟

    • نار09-03-10

      پدرام!!!تو اینجور کنی من چه کنم که راست راست جلومه و پاشو مثل سوهان میکشه رو قلبم!!!اونقدر عذاب کشیدم که ناراحتی قلبی پیدا کردم!!!!

      • تنهای جهنمی09-03-10

        نمی دونم واقعا نمی دونم فقط می دونم که یه نفرت بزرگ دارم !

  7. pirate3709-02-10

    دلت آب، من خیلی شادم :دی

  8. پدرام09-02-10

    ای عاشقی پدرت بسوزه که این پدرام مارو غمگین کردی، اونم خیلی….!

  9. نار09-03-10

    پسر ببخشش و بیخیال شو…این همه امکانات داری چرا قمبرک گرفتی قسمت باشه ماله همین نباشه یکی میاد تو زندگیت که به کل از بیخ یادت میره…
    منم اینجوریم گاهی کامل هنگ میکنم…

  10. mooshi09-04-10

    nazi naziiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
    geye nakon

  11. نار09-05-10

    یادته که من پاهاو توانه حرکت و حرف زدن و شنیدن از دست دادم؟
    اون شب پرستارم واسش وضعم وگفت و ازش خواست بیاد دیدنم که روحیه بگیرم…
    اما اون گفت بعد رفتن به اسایشگاه روحش باز میشه!!!این اس ام اس را که خوندم اتیش سرتا پام را گرفت!!!
    همون اتیش باعث شد خودم را بکشم و رو پام وایسم…
    ما عاشقشونیم اما اونا…
    چرا به پاشون وایسیم؟؟
    چرا اشک بریزیم؟؟
    چرا؟؟

    • تنهای جهنمی09-05-10

      درسته ! اما چرا شاید فقط برای یه دوست داشتن ساده و بدون منت و طلب ! اما بعد می بینی چقدر دیوانه بودی که چنین کردی !
      نمی دونم واقعا چرا ؟ نمی دونم شانم شاید و اما …

    • نار09-06-10

      بیخیالشون اونا لیاقت نداشتن…
      کم کم باید فکر تازه شدن باشی پدرام…
      وبت بو نا گرفته…
      پاشو یه تکون به خودت بده…
      شیرینی سوگل و ساناز و سولماز که ندادی هیچ شیرینی کارت پایان خدمتم ندادی!!!بیام لت و پارت کنم؟؟؟
      تا فردا مهلت داری وگرنه اون 33 پلو میام میکنم تو حلقتتتتتتت….

      • تنهای جهنمی09-06-10

        بیخیال هستم اما …

        شیرینی تو عضا که شیرینی نمی دند می دند ؟
        بیا 33 پل را ببین شاید از دیدنش فقط سری تکون بدی و بری …

Leave a Reply

%d bloggers like this: