Close

Not a member yet? Register now and get started.

lock and key

Sign in to your account.

Account Login

Forgot your password?

سوانح رانندگی !

09 Jul Posted by in My Diary, Ordinary, Other | 44 comments
سوانح رانندگی !
 

نمی خواستم از شرین کاری هام چیزی بنویسم اما وقتی دیشب با یه پرایده کل انداختم که خودش هم شروع کرده بود گفتم اینجا یه پست با مرور خاطرات رانندگیم بنویسم اویل خیلی می ترسیدم که عقربه سرعت ماشین به 100 برسه و وقتی می خواستم به دنده 5 برم دیگه پام که کلاج را می گرفت سست می شد تا اینکه در یک بیابان به همراه پدر جان با پراید ایشان 150 تا نواختیم و دیدیم فرقی زیادی نیست یعنی اون فرقی که در ذهنم داشت را ندارد کمی فرق می کند !

رفتیم برای آموزشگاه رانندگی برای با اول در امتحان شهر قبول شدم ! و 10 جلسه کلاس عملی و رانندگی در شهر شروع شد مربی دیدد بلدم و این بابت خیلی خوشش اومده بود همه چیز خوب بود تا اینکه یه پژو 206 در همان چند جلسه اول به من متلک می گفت و من در یه پیچ منی به نزدیک اون رفتم که حالش را بگیرم اما با داد مربیم مواجه شد ! گذشت و گواهینامه را گرفتم حدود 6 ماهی گواهینامه را در روی طاقچه گرد و خاک هوا را به خود جذب می نمایید تا این که پدر جان برای رفتن به سربازی ما گفتند میخواهی برات یه رنو بگیرم ؟ منم خوشحال گفتم بله ! رفتیم به سراغ رنو ها فروشی تا اینکه با پسری آشنا شدیم در جمعه بازار ماشین که 3 رنو داشت و یکیش موتورش تقویت شده بود گرفتیم و به همین دلیل کمی گران تر نیز پول دادیم اما خوب ماشین خوب و تند رویی بود کمی هم اسپورت شده و از حالت رنو درامده بود ! کمی باهاش رانندگی کردم و در جاده پادگان و اتوبا بین راه یا همان اتوبان ذوب آهن را آروم تا 5 ماه خدمت بودم می رفتیم مثل یه بچه خوب تا اینکه که دیگر رانندگی برام عادی بود و از طرفی وقتی سرعت می گرفتم احساس آرامش خاصی می کردم ! و این شروع حادثه بود وقتی که توی سرعت احساس آرامش کنی !( لازم به ذکر است که تا کنون هیچ تصادفی نداشتم اما موقیعت نزدیک به تصادف برای مرگ زیاد ! 😯

اولین حادثه : رکورد سرعت هیچ گاه رنو را تا آخر گاز ندادم پس ساعت 2 بعد از ظهر در یک اتوبان با جاده خوب و خلوت دنده های رنو 1 و 2 و 3 و4 را پر کردم عفربه کیلومتر رنو به آخر چسبیده بود ماشین زوزه کش جلو می رفت تا اینکه از جلوی زندان گذشتم و بنز پلیزی گفت رنو بزن کنار وقتی گفت تا بزنم کنار و ماشین بایسته حدودا 1 کیلومتری بعد ایستادم از ماشینی یکی از افسر ها پیدا شد و دید که لباسم سربازی است گفت فرار کردی ؟ گفتم نه اینم دفترچه مرخصیم کار دارمن باید برم بیمارستان (الکی ) پلیس بدبخت هم گفت پس ماشینت را نمی خوابونم اما می دونی چقدر داشتی می رفتی من تعجب کردم با رنو و این سرعت گفتم نه ؟ چقدر گفت 155 کیلومتر !گفتم نمی دونم فقط ببخشید ! گقت 20 تومان جریمت می کنم و من شروع به رول بازی کردن که من سربازم حقوقم 30 تومنه ندارم و اله و بله که برام جریمه ننوشت و گفت به شرطی که دیگه آروم بری ! ما هم بسی خوشحال اومدیم خونه ! رنو خیلی خوب بود دیگه در سبقت ها پراید را راحت می گرفتم !

حادثه دوم : همیشه از پادگان موقع برگشت چون جاده خلوت بود و جاده را هم حفظ بودم آخه حساب کنید یه اتوبان را هر روز صبح بریم و ظهر ها بیایی دیگه چشم بسته هم میشه رفت و اومد ! در حال سبقت و لایی کشیدن بودیم که یه پژو 206 شاخ شد :mrgreen:  اما می ترسید لایی بکشه و اصولی می رفت و ماشینش پر قدرت تر بود اما چون جرات نداشت پشت سرم می موند ! تو اینکه یه وانت پیکار را براش نور بالا و بوغ زدم که بره کنار و ازشت سبقت بگیرم که توجه ای نکرد من هم از سمت راستی مجبور به لایی کشیدن به دلیل سرعت بالا شدم 206 هم پشت سر من حالا همین لحظه که من در حال لایی کشیدنم جنواب وانت تصمیم گرفت که باند سبقت را برای 206 خالی و اومد جلوی من من هم دیدم دارم بهش می خورم و 206 هم گازش را گرفته گفتم نه نمیشه ! ( شما این کار را نکنید ) در ضمن باید بگم کر ترمز رنو بعد از 120 نمیگیره یا اگه بگیره گرفتنش بدرد خودش می خوره ! من هم یه نیش ترمز چرخاندن کمی فرمان به سمت چپ  و یه دنده معکوس به 3 و صدا نا هنجار موتور و زود اومدم به باند سبقت بوق 206 از نارضایتی و دوباره به دنده 4 رفتن و خوردن وانت به صورت خیلی سریع بسی حال کردیم ! :mrgreen:

حادثه سوم : اکثر سربازان از تند رفتن من آگاهی داشتند یکشون نشت کنارم و گفت ت رو خدا آروم برو گفتم باشه در جاده فلاوجان یا همان پادگانمان بودیم که یک موتور در حال خواندن بود و صدا بوق ما را انگار موتورجه نمی شد من هم اومدم کنار و حول کرد داشت میومد بخوره به من که من یه ترمز شدید  و از جلوی ماشین رد شد و رفت خورد توی جدول کنار خیابون ما هم خود کمی دادیم به راست و رفتیم به منچه خواست حواسش باشه ! در ادامه راه بودیم با همان سرباز بودیم که پلیس به دلیل یه تصادف یک تریلر با یک مینی بوس جاده اتوبان را باریک و یک افسر تابلو آرامتر را تکان می داد اتوبان کمی شلوغ شده بود بدلیل اینکه جلوترش باریک شده بود و من هم نمی دونستم پر گاز و سرعت بالا رفتم منتی الیه سمت چپ و سبقت از همه ناگهان دیدم پلیسی جلوم است پلیس بدبخت هم از دیدن ما سر جایی خشک زده شده بود ترمز گرفتم کسی پشتم نبود رنو عقبش خیلی سبکه و اگه ترمز را بگیرید عقب ماشین کج شده و ماشین را یک وری و به جلو می آید دقیقا با ماشینی کج بر جهت حرکت ماشین ها اتوبان در جلوی پای پلیس ایستادم نگاه به صحنه تصادف تریلر کردم دیدم 200 متر جلوتره از ماشین پردیدم بیرون و با عصابانیت گفت مگه کوری نمی بینی سرعت بالاست تا به تریلی هم برسیم 200 متر جا داریم چرا نمی ری کنار پلیسه که 30 سال بیش نداشت گفت ببخشید تا بخو خودش بیاید سوار ماشین شدم و اومدیم خونه یک ماه بعد خلافی ماشین را گرفتم 25  تومان نوشته بود برامون نامرد ! :mrgreen:

حادثه چهارم : باز هم بازگشت از پادگان تند بر می گشتم به خیبان سیمین رسیدم باعلان ها خاک باغچه را کنار خیابان ریخته بودند م کسی توی کاک ها نمی رفت منم از خدا خواسته گفتم حالا همشون را دور می زنم می رم جلوی همه ! یه پراید توی خاک ها بود فکر می کردم داره حرکت مب کنه اما اونجا پارک کرده بود سرعتم بالا بود وقتی فهمیدم که کمتر از 40 متر باهاش فاصله داشتم ترمزم را زدم و در همین حال هم فرمانم را کمی به راست چرخاندم که حداقل از پشتش بیام بیرون و اگه واینستاد از کنارش برم اما خط افتی کاپوت رنو ناگهان کج شد دقیقا مثل خط افقی هواپیما ها که کج شدندش به همان نسبت کج شدند هواپیما است بله درست ماشین در هوا بود 2 تایر سمت راننده از زمین بلند شده بود ( تایر سمت راننده و تایر عقب سمت راننده ) در همین حال فقط نمی دانم چجوری که دستم فرمان را دیر ن چرخاند و به طرف مخالف یعنی چپ فرامان را چرخاندم ماشین انگار به زمین بخوره صدا داد و دقیقا در فاصله 5 سانتی سپر پراید ماشین ایستاد بدنم سست شده بود دنده عقب گرفتم  پام می لرزید دستم انگار لرزه توشون بود ! اومدم و پشت چراغ خطر چهار راه سیمین ایستادم دیدیم یهکی به شیشه با کلید میزنه نگاه کردم دیدم یه راننده پژو پارس است گفت شیشه را کشیدم پایین گفتم بله ؟ گفت حالت خوبه فهمیدی چی شد ؟ گفتم نه ؟ گفت تو تا چره اونور ماشینت حدود 50 سانت یه لحظه از زمین بلند شد گفتم الان چپ می کنی ! گفتم ممنون ! گیجه گیج بودم اومد لو تر پیاده شدم هنوز پام سست بود و می لرزید اومدم پایین دور ماشین را نگاه کردم 5 دقیقه همانجا ایستادم و بعد مثل یه بچه خوب با سرعت 60 تا تا خونه رانندگی کردم !

این ها حوادثی بود که حدی بودند و یادم اومد و همش را به نحوی از سرمون گذشت ! تا این که دیروز داشتم می رفتم به طرف خانه مادربزرگ که یک پراید اومد لایی بکشه و منو ندید که داشت میومد بزنه که من فرار کردم و براش بوق ممتدی زدم آقا هم بدش اومد اوم کل بندازه طول مسر پشت ما می مد که بیاد جلو که کمی مثل حال منو بگیره که ناگهان پشیمان شد منم سرعتم را کم و جلوش پیچیدم و با لبخندی و دست تکان دادن کمی گفتم بای بای کوچولو  دیگه جرات نکرد بیاد :mrgreen:

اما در آخرش ما که از سرمون افتاد هر چند مثلا اگر در چهار راهی ماشینی از باند منتی الیه سمت راست که برای گردش به سمت راست است بخواهد وارد جهار راه بشه و همه ماشین ها را که توی صف ایستاده اند را دور بزنه و حق همه را بخوره و دم دستم باشه اینقدر نزدیک میشم که آینه هامون به هم بخوره و نمی زارم بیاد جلوم اما دیگر زیاد تند نمی روم چون ارزش نداره همه 5 دقیقه فرق می کنه و اصلا نمی صرفه ! جاده های توی ایران هم کشش این سرعت را ندارند !پس نروید پدال گاز را زیاد فشار ندهید ! هیچ وقت کل نیندازید کسی به شما جایزه نمیده ! هیچ گاه با تلفن صحبت نکنید چون فقط غفلت یک لحظه باعث میشه که دیگه شاید نتونی صحبت کنی ! چه برسه با تلفن ! مهم نیست ماشین چی داری چقدر میره بدون جاده های کشور ما و مردمش کشش چنین سرعتی که ماشین میره را ندارند !

+ پی نوشت : می دونم طولانی شد اما شاید کسی را از کل انداختن و سرعت رفتن باز دارد !

  1. پدرام07-09-10

    اووووووووووووووووول

    در مورد حادثه اول: دروغ خوب نی!

    حادثه سومتو عشق است! 😀

  2. تنهای جهنمی07-09-10

    آفرین ! به سلامتی بازگشتید !
    دروغ نگفتم ای کاش بودی اصفهان تا نشونت می دادم که 155 با این رنوی که من دارم راحت بهش می رسه ! چون موتورش تقویت شده است رنویی که من دارم الان فعلا خوابیده و سیلندر هاش تراش خورده است و به همین دلیل توی 100 تا 7 و 8 می سوزوند برای همین شما حساب کن که برای رسیدن به این سرعت چقدر من تلاش می کردم و مصرف سوخت بالاتر از حد خودش داشت !
    خواهش می کنم داشت دلو رودم بالا می اومد شما میگی عشق است ؟ ! :mrgreen:

    • پدرام07-12-10

      ببم جان! دروغی که به افسر گفتی رو می گم! 😀

      • تنهای جهنمی07-12-10

        آهان توی سربازی من کلی دروغ گفتم یه جورایی مجبوری برای بقا دروغ بگی :mrgreen:

  3. نازنین07-09-10

    اصلا فک نکنید که م خیلی تند میرم و بابا ججان هر هفته داره خلافی میگیره که بلکه به من بگه هی بهت میگم تند نرو اینم اثرشاااا
    اصلا هم چنین فکری نکینید که من الان جو گیر شدم میخوام این کارای شما رو امتحان کنماا(اثر منفی پستتون رو گرفتم)
    ما رفتیم آقا

    • تنهای جهنمی07-09-10

      نه نازنین نرووووووووووووووووووو بووووفک اینم صدای تصادفت بود :mrgreen:
      خلاقی خوبه درضمن بازم تعرفه جریمه راهنما رانندگی افزایش پیدا کرده سرعت غیر مجاز 100 تومان و عبور از چراغ قرمز 200 تومان می باشد حواستون را جمع کنید ! 😉

  4. زبل خان07-09-10

    فرزندم طولانی بود….حالا میرم بخونم…اولش وحشت کردم..وقت کردید برید پروفایل یاهوم..

    • تنهای جهنمی07-10-10

      ای بابا یه کوچولو طولانی شد ! :mrgreen:
      جشم حتما من کلا یاهو کم میام اما چشم 😉

  5. زبل خان07-09-10

    منم یه بار جوگیر شدم خاطرات رانندگیمو بنویسم اخه خیلی اتفاقات جالبی افتاده برام..

  6. زبل خان07-09-10

    وااای منم یه بار تو اتوبان داشتم می رفتم دیدم دارم از همه می زنم جلو ولی اصلا احساس سرعت نداشتم..ماشین 206 بود یعنی اگه پیکان بود فکر می کردی با اون سرعت موتور رو زمینه… :mrgreen: بعد یهو نیگاه کردم دیدم سرعتم 100 تاست اونم تو اتوبان وسط شهر تو اون شلوغی..

    تصادفی هم که کردم سرعتم وحشتناک بالا بود…
    منم اگه وقت شد می نویسم بعدا یادم بیارید…

    • تنهای جهنمی07-10-10

      100 تا که با 206 احساس نمیشه کزد توی اتوبان توی شهر معمولا 80 تا 90 میرند اما بعضی ها مثل من 110 تا هم بله دیگه جا باشه چرا که نه :mrgreen:
      منتظرم بد جور 😉

  7. فرهاد07-10-10

    اووووووووووووف! 😀
    زیاد بود،صفحه باز بود،در حین کارای دیگه وسطش یه پاراگراف میخوندم!
    دیگه تموم شد!

    راستی اومده بودم که بگم چرا آپ نمی کنی؟! 😡
    (اون موقع آپت توی گودر نیومده بود،هنوزم البته نیومده)

    • تنهای جهنمی07-10-10

      پوووووووووووووووف آره دیگه ما هم جادوگری بلدیم 🙂
      ای بابا این ریدر گاهی واقعا در صفحات ریدر می کنه ! :mrgreen:

  8. فرهاد07-10-10

    به منم نگو که چرا خودت آپ نمی کنی! چون جواب و توجیحی ندارم! نمیاد دیگه! چیکار کنم! :mrgreen:
    بعدشم اینکه چقدر کله خرابی!(استعاره از شیطنت و جسارت!) چیکارا که نکردی!
    با رنو نیم متر سمت چپُ اومدی بالا؟! میخواستی پشتک بزنی؟!! 😯
    ولی رنو جلوی کامیون و اینا خیلی ترسناکه! آدم خیال می کنه دیده نمیشی! از رووت رد میشن! :mrgreen:

    پس جوونی هاتُ کردی و سر به راه شدی!

    • تنهای جهنمی07-10-10

      نه ببین الان آزادی چرا آپ نمی کنی ؟ :mrgreen:
      نه بابا کله خراب نیستم حالم بد میشه وقتی بی عدالتی می بینم !
      دیگه اومد بالا توی خاک چرخ های رنو اصلا تعادل ندارند منم یهو فرمان را دادم راست ماشین داشت می رفت برای معلق زدن ! 🙁 خودم خیلی ترسیدم هنوزم که یادش می افتم می ترسم .
      آره بابا مخصوصا در حال سبقت باشی و نزدیک چرخ هاشون صدای موتورشون انگار مگسی داره از فیلی طغیان کرده داره رد میشه :mrgreen:
      ای آره 😉

  9. نار07-10-10

    دیگ به دیگ میگه روت سیاه…
    بنزین جانم سهمیه بندی شده چه کاریه با ماشین سرعت میرید؟؟؟

  10. پسری از برج حوت07-11-10

    چرا این پستت تو گودر نبود ؟!! من الان یه سر اومدم یاهو اونجا دیدم!
    دقیقا همین امروز از یه خاطره تلخ که مربوط به سانحۀ رنندگی میشه پست گذاشتم!
    الان پستت رو نخوندم . میخوام زود بخوابم . فردا میام میخونم 😉

    • تنهای جهنمی07-11-10

      سلام داداشی طوری نیست برو بخواب ما سلامتی شما را می ارزش می نهیم !
      دارم می خونم فقط متاسفم ! متاسف !

  11. pirate3707-11-10

    چقد طولانیه
    حوصله م نمیکشه بخونم
    فقط اولاشو خوندم که توضیح(!!) بود برای چیزایی که میخوای تعریف کنی

    حسش نیست

    • تنهای جهنمی07-11-10

      خوب دیگه طولانی شد ! :mrgreen:
      اجباری در خوندن پستم نبود همینطور هیچ موقع اجباری برای نظر دادن هم نیست ! 😉

  12. بهاره07-11-10

    نوچ نوچ نوچ! کی به شما گواهینامه داده؟! 😛
    تو رو خدا بیش تر مراقب باش. همه چی توی یک لحظه اتفاق میوفته. نذار یک عمر حسرت بخوری…

    • تنهای جهنمی07-11-10

      یه سرهنگه ! فکر کنم اون روز مست بوده :mrgreen:
      نه مراقبم خیلی مراقبم به قول بچه ها دیگه از تب تاب افتادم ! فقط از رعایت نکردن حق تقدم دیگران ناراحت میشم . خونم به جوش میاد ! 😉

  13. نازنین07-12-10

    سلام.باز من مزاحم شدم با یه سوال(آیکون خجالت و اینا)
    چجوری میشه وقتی یه دموی exe شده رو تو برنامه autherware اجرا میکنیم بعد از تموم شدن دمو برگردیم به autherware؟ یه هفته اس سر این موندم.بعد تموم شدن دمو همونجا میمونه(برنمیگرده)
    بازم آیکون خجالت و اینا

    • تنهای جهنمی07-12-10

      سلام شرمنده ایندفعه دیر شد فیزیوتراپی بودم !
      منظورتون را درست نفهمیدم یعنی چی از دمو و وارد کردن exe ؟ شما چرا dll فایل مربوطه را اجرا نمی کنید که Exe شما راحت و جدا راه اندازی بشه ؟
      ورژن autherware شما 7 است ؟ آپدیتش کردید به 7.2 ؟

  14. nazPesar07-12-10

    پس چی شد اون مطلب معروفی که میگفتی بعد از اینکه خدمتت تموم بشه مینویسی؟

    • تنهای جهنمی07-12-10

      می نویسم دادشی یه ضرب المثل می گه تا کارت دستت نیومه نگو من چاقو دارم :mrgreen:

  15. nazPesar07-12-10

    دیگه دارم دیوونه میشم!!؟ :((

    • تنهای جهنمی07-12-10

      ناراحت نباش این کار ها را دولت چند بار یک بار برای چند مقطعی می کنه برای کنکور کرده برای آزمون ارشد کرده برای دکترا و همه مقاطعی که فکرشو بکنی کرده مگه آزمون پزشکی که منحل شد و دوباره برگزار شد برای لو رفتن سوال ها کم عده ضرر و استرس بهشون وارد شد ؟! 😉

  16. نازنین07-13-10

    ستم یعنی اینکه بالای 10 خط بنویسی بعد بپره

  17. نازنین07-13-10

    (دوباره تایپیدم)
    اول اینکه من شرمند که اومدم اینجارو تبدیل به محل پاسوخگویی به سوالام کردم.منظورم از دمو فایل exe شده فلش بود.که باید وسعت پروژه گذشته بشه بعد کل پروژه تو autherware پابلیش کنیمو نسخهexe بگیریم ازش.
    از هر کی‌ فک کنید پرسیدم.ولی‌ نمی‌شه.به محض اجرا شدن دمو وسعت پروژه با اینکه دستور jump out return رو گذشتم همونجا گیر می‌کنه.
    به هر حل ببخشید مزاحمتون شدم.مرسی

    • تنهای جهنمی07-13-10

      والا همون راهی که گفتم را من خودم توی فلش و این نرم افزار ها می کنم ! نمی دونم شما چرا گیر می کنه ! 🙁

  18. نار07-13-10

    اعلام وجود مینمایم…
    وبلاگمان را فیلتر نمودن دوس داشتین فعلا بیاین اینجا
    http://narinar.blogfa.com/
    http://emarat.blogsky.com/
    نکه من دوست داره دوستانم هستم انها را بیخبر نمیگذارم :mrgreen:

    • تنهای جهنمی07-13-10

      ای بابا تو را برای چی فیلتر کردند عجبا من میام فقط نمی خوای بگی کدوماش نکنه انرژیت رفته بالا دو تا دوتا آپ می کنی هان ؟ آره :mrgreen:

      • نار07-13-10

        گفتم به فرهاد یکی بسازم اونجا گفت بسته زیادیت میشه!!!:(
        الان استعدلدم کور شده!!

        • تنهای جهنمی07-13-10

          آخ بمیرم الان یعنی فرهاد زده توی ذوقت و اینطوری ساختی آخه یهو شکست اینا نخوری ها نه اشکال نداره برو بساز بیخیال حرف فرهاد تو ناراحت نشی ها :mrgreen: بابا یه دونه بساز ما را هم اینقدر گیج نکن به نظر من برو وردپرسی شو و قید این ایرانی ها را بزن 😉

  19. armaghan07-13-10

    سلام من دیگه شاید اپ نکنم اما به وبلاگا سر میزنم

    • تنهای جهنمی07-13-10

      اه چرا ❓
      ببین اگه احساس می کنی عقب افتادی یا چیزی شده بدون اینا نیست راحت و آسوده مطمئن باش که همه چیز درست میشه 😉

  20. نار07-14-10

    هاپچه

  21. نار07-15-10

    نظر سنجیه حتما بیاین

Leave a Reply

%d bloggers like this: